نظر علي الطالقاني
252
كاشف الأسرار ( فارسى )
و تنها نگذارد . و ايضا از آن حضرت است و احذر أن تواخى من ارادك لطمع او خوف او فشل او اكل او شرب و اطلب مواخاة الأتقياء 487 ( الخ ) : حذر كن از دوستى آن كه به جهت طمع و ترس به تو دوستى كند ، و طلب كن دوستى پرهيزكاران را . بدان كه چون انسان مدنىّ بالطبع است و بالفطره محتاج به اجتماع و معاشرت و معاونت است ، و تكميل و رفع حاجت چنانچه به عداوت نمىشود بدون شناختن و آشنائى هم نمىشود و محض شناختن و آشنائى هم كفايت نمىكند ، اگر چه همين هم ثمر بسيار دارد ، و مقدمهء دوستى است . پس هر كسى ناچار است از اين كه دوستان چند داشته باشد . پس اگر بخواهد اخوان ثقه پيدا كند آرزوئى است كه به ثمر نمىرسد و حاجتى است كه برآورده نمىشود الّا ان يشاء اللّه . پس بايد به اخوان مكاشره و دوستان رسمى قناعت نمايد و چون غرض از دوستى يا تحصيل دنياست و يا تحصيل آخرت و هر دو نيز از هم همين توقع دارند پس كسى را پيدا كن كه اين ثمر بر دوستى او مترتب شود و اين شرايط چند دارد و بازگشت همه به يك شرط است كه دوستى بگير كه نقض غرض لازم نيايد . اول آنكه بسيار نباشند و الّا از عهده نتوان برآمد و از كثرت آمد و شد نقض غرض لازم آيد هر قدر به حسب عدد كمتر باشد و به حسب كفايت كاملتر البته بادوامتر است ، چه يك مرد جنگى چه يك دشت مرد . و دوم آنكه لا اقل كسى باشد كه نيك از بد تميز دهد ، پس با نادان و بىفهم و كذا با احمق و بىعقل دوستى نمودن نقض غرض است زيرا كه بيچاره ضرر را نفع و نفع را ضرر خيال مىكند و به اعتقاد نفع ، ضرر كامل مىرساند . سوّم آنكه بد خلق و لئيم نباشد كه نه دوستى به آخر رسد و نه نفعى حاصل شود ، با آنكه طبيعت و اخلاق سرايت كند پس باز نقض غرض لازم آيد . چهارم آنكه جوان و شخص بىتجربه نباشد كه به وزيدن نسيمى و شنيدن حرفى تو را رها كند و به ديگرى آويزد . پنجم آنكه كسى نباشد كه مىخواهد نفع ببرد و نفع نرساند و اين شرط اكثر مردم را از لياقت دوستى خارج كند كما لا يخفى . پس چون اندك تأمل كنى دوستى منحصر است با چهار كس ، عاقل به جهت راهنمائى و تدبير و مشورت ، عالم به جهت تعلّم و هدايت ، كريم به جهت نفع بردن حوائج و شدائد و مقصود مال تنها نيست بلكه مراد اين است كه هر چه مقدور اوست مضايقه نكند ، و آخر همه بهتر و مهمتر و كمتر از همه شخص با ورع و تقوى است زيرا كه بدون تقوى به هيچ يك از آن سه طايفه در باطن نتوان اعتماد نمود و وثوق داشت و اسرار و خفايا و مزاياى امور به ايشان نتوان